*****
خبری
انتقادی
آخرین اخبار
اجتماعی
اخبار ویژه
اقتصادی
سیاسی
طنز و کارتون
فرهنگی
هنری
ورزش
تصاویر خبری
88/08/01 - 88/08/30
88/07/01 - 88/07/30
88/02/01 - 88/02/31
88/01/01 - 88/01/31
87/12/01 - 87/12/30
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/06/01 - 87/06/31
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31
87/03/01 - 87/03/31
87/02/01 - 87/02/31
87/01/01 - 87/01/31
86/12/01 - 86/12/29
86/11/01 - 86/11/30
86/10/01 - 86/10/30
86/09/01 - 86/09/30
86/08/01 - 86/08/30
86/07/01 - 86/07/30
86/06/01 - 86/06/31
86/05/01 - 86/05/31
جوانان دایکندی
اسماعیل نگارش
امیر محمد جعفری
افغان پرس
صادقی نیلی
سایت کاتب هزاره
رادیو دایکندی
موسسه فرهنگی در دری
عکس هائی از دایکندی
کابل پرس
بابه مزاری
غرجستان
دانشجویان دایکندی
علی پیام
انجمن متخصصین افغانستان
سمنگان اورگ
نبشته های بی نشان
موج سوم /رحیمی
نامه هائی که بدستت نرسید
افغانستان قلب آسيا
بند امير
نوشته های در خلوت
چشمه ریگی
فلسفه و سیاست
اقتصاد افغانستان
جمهوری سکوت
*****

مطلب برگزیده
*****
***********

(قسمت اول)
محمد هدایت
moh.hedayat@gmail.com
دوست فرهیخته و نویسنده توانای کشور، آقای علی پیام، در یک کار جدید و متهورانه، دست به معرفی الگویی از انسان نو افغانی زده است. این کار که به طور مسلسل در نشریه الکترونیکی « افغان پرس» نشر می شود، از جهات بسیاری قابل تامل و در عین حال جذاب است.
من دوست دارم در یک لف و نشر مشوش، ابتدا جذابیت های این کار را متذکر شوم و آنگاه تاملات خود را خواهم آورد. گرچه سلسله مقالات آقای پیام هنوز ادامه دارد، بنا براین بسیاری از قضاوت های ما زودرس خواهد بود. سیاه نگاره های آتی تنها ناظر به شش قسمت از آن مجموعه خواهد بود که نگارنده مطالعه کرده است. همچنین لازم به یاد آوری است که « ان قلت » های ما همزمان با نشر دیگر قسمت های « مدل انسان نو افغانستانی» ، ادامه خواهد داشت.

انسان نو افغانستانی؛ در جستجوی کشف و خوانش خودش
مدل انسان نو افغانستانی
قسمت ششم
علی پیامPayam.44@gmail.com
بحث انسان نو افغانستانی در این مقال و در این مجال، کشف و خوانش من خودم است. این من که عضو جامعه جهانی و شهروند افغانستانی هستم و در جهان امروزی با تمام رنگهایش که همه چیز در جدال و کشاکش مباحثات معرفتی مستغرق است اما این من، مفهوم گم شده و گم گشته ای هست بدون هیچ مودلی و بدون مهندسی هیچ نظم و قاعده و نمونه ای. آیا این من تمثیلی در این کشاکش معرفتی و انسان شناختی کیست؟ و چیست؟ آیا این انسان، کهنه است و یا نو؟ آیا چه تعاریفی بر انسان نو بار است؟ و چه تعاریفی بر انسان کهنه؟ و این طبقه بندیها چه رازی را برملا می کند؟ این بحث، پرده برداشتن از راز معرفتی و شناخت من خودم در منظومه انسان به ما هو انسان که در گستره این کره خاکی بودوباش دارند است. و این من خودم را امروز بر روی شانه هایم سوار کرده ام و برده ام در نهانگاه ترین ممکن زمان و جهان و خود را در برابر پرسشهای اساسی معرفتی قرار داده ام. و سپس نسل همقراغ خودم را در این پرسشهای اساسی به مشارکت فرا می خوانم. و این فراخوان و این بیانیه ام را برای همگان نسل هم فکرم ابلاغ می کنم.
روی این جهت است که می خواهم خودم را در کشاکش جنجالهای معرفتی کشف کنم و هویتم را برای خودم مسجل کنم: آیا کیستم؟ و چیستم؟ نو هستم یا کهنه؟ و آیا چه مودلی می تواند مرا به سرزمین بی نهایتهای انسانی عروج بدهد. و آن مودل چیست؟ و آن مهندسی کدام است؟ و آن فرمول چیست؟ و آیا می توان برای این هویت گم شده و سرگردان نسخه پیچی کرد؟ نسل حیرانی که در سر چهار راه معرفتی در جستجوی رازی است که کیمیایش بسازد. و این منم "جس" ی که به دنبال طلا شدنم هستم. و این منم به دنبال رازی که از خاک کیمیایم بسازد و از انسان بی مودل افغانستانی مودل نوی درست کند.
به عبارت دیگر من، من نوعیی نسلم هستم. کشف وخوانش معرفتی نسلی که هریک در هویتهای ناتعریف شده ای دچار سرگردانی است. انسان محکوم در جغرافیای انسان افغانستانی در سر چهارسوی بی هویتی محتوم. این انسان بی مودل هیچ گزینه ای در خط و مشی استراتژیک خودش ندارد. مودلهای نا تعریف شده ای در دسترخوان ذهنش پهن هست که در این نوشته به ترتیب نمونه هایی از آن را می نویسم.
مودل نو انسان افغانستانی را از روی چه الگویی باید تراشید؟ این، یکی از اساسی ترین سؤالهای من است. این سنگراش کجاست؟ و این معماری که از خاک و آب = گل، بنای محکمی می سازد تا از باد و باران و سرما و تگرگ در امان باشیم، آیا می تواند بنای معرفتی انسان افغانستانی را پی ریزی کند که این هویتهای متفرق و نا متجانس را در یک پوستین جمع کرد؟ آیا مودل انسان افغانستانی در همین آب و خاک و در همین جغرافیای انسانی، تاریخی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی است؟ این نسخه را چگونه باید بپچیم؟ این نسخه پیچ کیست؟ و از روی کدام کتابی نوشت؟ این، سؤالهای اساسی بعدی من است. آیا دیوژن، حکیم بزرگ باستان راز جستجوی انسان نو را کشف کرده بوده است که در روز روشن "گرد شهر همی گشت با چراغ"، تا در روز روشن و در روشنی چراغ بتواند مودل انسان نو را بیابد؟
مودل انسان نو افغانستانی این دیار خاک و جنگ و خشونت و طالبان و نیکتایی و مفاهیم جدید و تریاک و تفنگ و نیروهای آیساف و انتحار و انفجار و تاریخ پر از غازیها و سکه های تقلبی و میراثداری قتلها و ترورهای قبیله ای و مذهبی و دینی و حذف و ارتداد همدیگر، کفر خوانیها و فتواها، تعصبها و خشونتها و قرائتهای نوین از سیاست، اقتصاد، روابط اجتماعی، دین و حقوق بشر و انکشاف متوازن و استراتژی انکشاف ملی و عدالت اجتماعی و مناسبات سیال جهانی چه انسانی هست؟
این بحث به گونه ای حقیقت یابی نیز محسوب می شود. حقیقتی که در لایه های نا تعریف شده پنهان است. تعریف درست و دقیق از انسان نو همه چیزش را تحت تأثیر قرار می دهد: سیاست، اقتصاد، فرهنگ، فلسفه و کلام و اعتقادات به انسان و ماحولش. روی این ملحوظ ضرورت دارد تا این من، با تمام تعلقات پیرامونی و وابستگیهایش چه در ساحه فردی و چه در بعد گروهیش در یک تعریف درست حقیقت یابی گردد.

شاید اگر سخن را از مهندسی اجتماعی شروع کنیم بهتر و مفهوم تر باشد. مهندسی اجتماعی شبیه به خانه سازی است قطعا و ناگزیر. در خانه سازی استای استادکار و معمار و مهندس و نیروی عامل با مصالح موجود خانه ای می سازند در خور تحسین و یا حد اقل درخور استفاده که اعضای خانواده از گزند بلیات ارضی و سماوی محفوظ بمانند. همین مفهوم مهندسی اجتماعی ابتدای جنجال و مباحثه است اینکه جامعه افغانستانی حداقل هم نسل من در کدام فرایند مهندسی فرمولیزه شده است؟ از ارائه یک فرمول اگر بگذریم ابتدای بحث همین است که برای نسل این من و یا من های انسان افغانستانی چه تعریفی از انسان، حکومت، فرهنگ، اقتصاد، نو بودن و کهنه بودن و اضلاع سه گانه تاریخی یعنی ماضی و حال و مضارع را ترسیم شده است؟ منظور این قلم بحث در تنوع انگاره های فرهنگی، عناصر فرهنگی، کارکردهای جلوه های گوناگون یک جامعه دینامیکی نیست بلکه بحث در اصل معرفت شناسی است. این درست است که جامعه افغانستان نهاد اجتماعی هزار رنگ و هزار خورشید و هزار بافت و هزاران تنوع زبانی، قومی، مذهبی و غیره است. بلکه هدف از بحث ارایه یک قدر جامع و یک قدر مشترک مفید معرفتی است که هویت خود و هم نسلانم را در آن به وضوح متجلی بیابم.
حد اقل مطلب، این من، نماینده نسلی است که برداشتهای متفاوت انسان افغانستانی را تجربه کرده است. هویت بی هویتی در دل تاریخ که ذهنش خالی از مودل نو است. مدلی که بتواند نه الگوی تمام عیار بلکه حداقل این انسان را هجده عیارش بسازد. این است که انسان نو افغانستانی در جستجوی هویت گم شده و گم گشته اش می گردد تا خودش را بیابد و خودش را در آئینه خودش بنگرد. انسان نو افغانستانی اولین کاری که می کند، با خودش تصفیه حساب می کند. به این معنا که خودش را در سنجش خردش قرار می دهد. ابتدائاً نهادش را از هرگونه داشته ها تخلیه می کند و پاک می سازد شبیه به چاهی که لایه روبی می کند. سپس آب زلال و گوارای بلبلک می کند و هر تشنه ای را سیراب می کند.
این تلاش جستجوگرانه یکی از ویژگیهای انسان نو افغانستانی است. زیرا که انسان نو افغانستانی همواره خودش را ورق می زند. دایماً تاریخش را صفحه به صفحه تورق می کند تا عمق انتهای خودش را از لابلای اوراق باران خورده پیدا کند. این انسان خودش را از سر چهار راه موهوم به افقهای معرفت می رساند.

خانم جعفری می گوید اجرای برنامه شهرسازی در نیلی در صدر اولویت های کاری او قرار دارد
دولت افغانستان در یک اقدام کم سابقه برای نخستین بار یک زن را به عنوان شهردار یکی از شهرهای این کشور منصوب کرده است.
عذرا جعفری، نخستین زنی است که از سوی اداره ارگانهای محلی افغانستان به عنوان شهردار نیلی، مرکز ولایت دایکندی، در مرکز افغانستان منصوب شده است.
شهرداری در افغانستان از سمت هایی است پیش از این در اختیار مردان قرار داشته است. با آن که در قانون اساسی افغانستان گفته شده که افراد در این مقام باید با آرای مردم برگزیده شود، اما تا حال دولت این مقام را به رای گیری نگذاشته است.
نیلی از شهرهای کوچک افغانستان در مرکز این کشور است و عمدتاً متشکل از یک بازار تجارتی، چند ساختمان دولتی و روستاهای دره "نیلی" و منطقه "دشت" است.
در سال ۲۰۰۴ میلادی، زمانی که دایکندی به عنوان سی و چهارمین ولایت افغانستان اعلام شد، نیلی به مرکزیت این ولایت تعیین شد. پیش از آن نیلی یکی از پایگاه های مجاهدین در سال های جنگ افغانستان با ارتش شوروی سابق بود.
اگرچه مردم نیلی در چهار سال گذشته انتظار داشتند که زیربناهای شهری براساس برنامه منظم شهرسازی در این منطقه ساخته شود. اما شماری از ساکنان نیلی انتقاد می کنند که این انتظار آنان برآورده نشده و دولت جز ساختن چند ساختمان دولتی، دیگر کاری برای اجرای برنامه شهرسازی در این منطقه انجام نداده است.
خانم جعفری، پس از آغاز به کارش اعلام کرد که برنامه ای را روی دست گرفته که براساس آن نیلی باید چهره یک شهر را به خود بگیرد و همچنین مردم آن از خدمات شهری برخوردار شوند.

نیلی تا حال چهره یک شهر را به خود نگرفته است
او در گفتگویی با بی بی سی گفت که اجرای برنامه شهرسازی در نیلی در صدر اولویت های او قرار دارد. خانم جعفری می گوید امیدوار است که بتواند امیدهای مردم در مورد بازسازی و بهسازی نیلی را به آنها دوباره برگرداند و با حمایت دولت افغانستان و نهادهای بین المللی کارهای مهمی در این زمینه انجام دهد.
اما برخی از کارشناسان می گویند با توجه به امکانات محدودی که در اختیار شهرداری ها، به ویژه شهرداری نیلی قرار می گیرد، چالشهای زیادی در برابر برنامه های خانم جعفری قرار دارد. با این حال دشوار به نظر می رسد که دست کم در کوتاه مدت این منطقه دورافتاده و کوهستانی به شهری با استانداردهای امروزی تبدیل شود.
خانم جعفری فارغ التحصیل رشته قابلگی (مامایی) است، اما در ده سال گذشته بیشتر در کارهای اجتماعی مشغول به کار بوده است.
او عضو لویه جرگه اضطراری افغانستان در سال ۲۰۰۲ بود و همچنین در جرگه امن منطقه ای سال ۲۰۰۷ هم عضویت داشت. خانم جعفری مدتی نیز با موسسات غیردولتی کار کرده است
منبع : بی بی سی
مقامات مسئول افغانستان بايد آزادی مطبوعات را يکي از اولويت های خود بدانند
گزارشگران بدون مرز کنفرانس مطبوعاتي را در کابل برگزار کرد
گزارشگران بدون مرز مقامات مسئول افغانستان از جمله رئيس جمهور حامد کرزی را فرا می خواند که دفاع از آزادی مطبوعات را يکي از اولويت های خود قرار دهند. گزارشگران بدون مرز در پايان ماموريت تهيه گزارش خود از افغانستان در کنار نمايندگان انجمن ها و اتحادیه های ژورناليستان افغانستان کنفرانس مطبوعاتی را در روز 26 جدی در کابل برگزار کرد.
ژان فرانسوا ژولیارد دبير اول گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام کرد : "وضعيت آزادی مطبوعات در افغانستان رو به وخامت مي رود وظيفه دولت افغانستان است که از این انحراف نگران کننده جلوگیری کند. بدون مطبوعاتي آزاد و مستقل افغانستان نمي تواند حرکت خود را به سوی دمکراسي و توسعه ادامه دهد. رئيس و هيات دولت بايد نهايت توجه خود را به این امر مبذول دارند و تدابیری جدی در جهت تامین شرايط مناسب برای انجام وظيفه ژورناليستان در افغانستان اتخاد کنند. درپي سی سال جنگ، کار کلانی در برابر افغانستان است، اما بدون اطلاع رسانی آزاد و متکثر نمي توان کشور را بازسازی کرد.
" ژورناليستان افغانستان و روزنامه نگاران خارجی حاضر در کشور هدف تهدیدات متعددی قرار گرفته اند. به طالبان که همچنان خبرنگارانی را که در برابر خواسته هايشان سرخم نمی کنند، تهدید می کنند، باندهای جنایتکار و مافیا افزوده شده است. خبرنگاران افغانستان آزادی بيان دارند – به جز در باره اصلي ترین مسئله دست نازدنی : اسلام - اما در شرايط امنيتي دشواری کار می کنند. جنوب و شرق کشور بشدت بی ثبات است و از تعداد خبرنگارانی که به اين دو منطقه می روند کاسته شده است، این دو منطقه که از کنترل دولت خارج شده اند به دو نقطه سياه کسب اطلاعات تبدیل شده اند.
هیات نمايندگی گزارشگران بدون مرز در تاریخ 23 جدی در بازداشتگاه موقت کابل با پرويز کامبخش ملاقات کرد. این دانشجوی جوان رشته روزنامه نگاری در دادگاه تجدیدنظر برای بارگذاری مقاله ای بر روی يک سايت اينترنتي در باره وضعيت زنان در دین اسلام به بيست سال زندان محکوم شده است. گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام مي کند : " تا زمانی که يک شهروند را می تواند برای دیدن متنی بر روی اينترنت به اعدام يا احکام سنگين زندان محکوم کرد از آزادی بيان در افغانستان نمی توان سخن گفت. پرويز کامبخش باید فوری آزاد شود او هيج جرمی مرتکب نشده است و این ماجرا که با اعمال غير قانونی رويه قضايي آن لکه دار شده است، در سطح جهاني چهره ی افغانستان را خدشه دار کرده است.
دو خبرنگار در سال 2008 در افغانستان کشته شده اند و نزدیک به پنجاه روزنامه نگار زخمی و مورد لت و کوب و تهديد قرار گرفته اند. گزارشگران بدون مرز امیدوار است که رئيس جمهور حامد کرزی این امر را جدی تلقي کرده و قاطعانه اعلام کند که اجازه استقرار مصونيت از مجازات برای خشونت عليه روزنامه نگاران را نخواهد داد. بسياری از روزنامه نگاران در وحشت و ترس بسر مي برند و اين از وظایف دولت است که با اتخاذ تدابیری به آنها تضمين داده و اجازه دهد در آرامش وظيفه خود را انجام دهند. این تاسف بار است که در طي ماه های گذشته ده ها خبرنگار زن در اثر تهدید مجبور به ترک کار خود شوند. این خبرنگاران زن به ندرت مورد حمایت لازم قرار گرفته اند.
مقامات مسئول بايد در به نتيجه رساندن پرونده ی خبرنگاران به قتل رسيده و یا مورد تهدید قرار گرفته کارایی بيشتری داشته باشند. و با تحقيقات جدی عاملان این قتل و تهدید ها را شناسايي کنند. مصونيت از مجازات در پرونده دو خبرنگار کشته شده زکيه زکی و عبدالصمد روحانی غير قابل پذيرش است.
گزارشگران بدون مرز خواهان تصويب هر چه سريعتر قانون رسانه هاست. بسياری از حرفه کاران رسانه ها در انتظار اجرايي شدن اين قانون هستند که همچنان قربانی عدم همکاری دولت و لويي جرگه در مرحله تصويب نهایی متوقف شده است.
همچنين دولت باید هر چه زودتر لايحه ای در تسهيل دسترسي به اطلاعات تهيه کند. همه حرفه کارانی که با هيات گزارشگران بدون مرز ديدار کردند بر دشواری دسترسي به معلومات و یا تحليل در نزد مقامات تاکید داشتند. " برای يک رويداد مهم در باره درگيری های جاری دست کم پنج روايت مختلف وجود دارد : روايت طالبان، روايت وزارت دفاع، روايت رئيس جمهور، روايت ايساف، و در آخر روايت شاهدان عيني که حاضر مي شوند با رسانه ها حرف بزنند. در این باره دسترسي به روايت مسئولان بسيار دشوار و در مدت طولانی بدست مي آید. با آنکه تاسيس مرکز زسانه ها را تبریک می گويم اما دولت باید بهتر اطلاع رساني کرده و برای پاسخگويي به خبرنگاران حاضر باشد."
از سوی ديگر گزارشگران بدون مرز معتقد است برخي از صاحبان رسانه ها باید از دخالت در محتوای نشر هیات تحريریه پرهيز کنند. ديواری غير قابل عبور باید میان هیات تحريریه و صاحبان رسانه ها به وجود آید. بسیاری از رسانه ها برای اهدافي جانبدارانه از سوی سهام داران مورد استفاده قرار مي گيرند و اينگونه کيفيت اطلاع رسانی تنزل مي يابد. انجمن های خبرنگاران به منشور اخلاقی می اندیشند و گزارشگران بدون مرز از این ابتکار حمايت مي کند. گزارشگران بدون مرز همچنین بر اتحاد انجمن ها و اتحاديه های مختلف خبرنگاران برای دفاع از آزادی مطبوعات درود می فرستد.
هیات گزارشگران بدون مرز مرکب از ژان فرانسوا ژوليارد دبير اول، وانسان بروسل مسئول آسیا و رضا معينی مسئول دفتر افغانستان گزارشگران بدون مرز بود. از تاريخ 21 تا 27 جدی از افغانستان ديدار و با وزير عدليه،وزير اطلاعات و فرهنگ،سخنگوی شورای علما، رئیس کميسيون حقوق بشر مستقل، مشاور رئیس جمهور, نمايندگان جامعه مدني، افسران ايساف، ديپلمات های خارجی مستقر در افغانستان،بسياری از خبرنگاران و تشکلات روزنامه نگاران ديدار و گفتگو کرد. گزارش کامل اين سفر در طي هفته های آيينده منتشر خواهد شد.

کابل پرس: عذرا جعفری، اولين شهردار زن در افغانستان می باشد که بتازگی به عنوان شهردار ولايت دايکندی انتخاب شده است. خانم جعفری اميدوار است که بتواند در يکی از فقيرترين ولايات افغانستان يعنی دايکندی، دست به تحولات مثبتی بزند. دايکندی ولايتی ست که تقريبا پنج ماه تمام راه ها به آنجا مسدود می باشد. طبق هشداری که اخيرا وکلای اين ولايت داده اند، در صورت عدم کمک به مردم، شاهد يک فاجعه ی انسانی در اين ولايت خواهيم بود.
خانم عذرا جعفری در حالی به عنوان شهردار ولايت دايکندی انتخاب می شود که همتای پيشين او هارون آرش متهم به اختلاس در فروش بیش از یک هزار و پانصد قطعه زمین به متقاضیان شهرک جدید نیلی و حیف و میل عواید شهرداری می باشد و علی رغم پافشاری مردم برای حساب و کتاب و برگردان پول آنان، از اين ولايت فرار کرد. اکنون به نظر می رسد، خانم عذرا جعفری باید علاوه بر اينکه وضعيت نابسامانی را که توسط هارون آرش بوجود آمده جبران کند، برای بازگرداندن حقوق مردم نيز تلاش های خود را انجام دهد. هارون آرش شهردار پيشین فرار کرده و از آنجا که حکومت کرزی نشان داده که دزدان، قاچاچيان مواد مخدر و ناقضان حقوق بشر تحت تعقيب قرار نمی گيرند، بازداشت و محاکمه ی او نيز بعيد به نظر می رسد.
پيش از خانم جعفری، حبيبه سرابی، زن ديگری بود که به عنوان نخستين والی در تاريخ افغانستان در ولايت باميان انتخاب شده بود.
منبع: www.kabulpress.org
نخستین شهردار زن و جوانترین ولسوال افغانستان در دایکندی
علی پیام
خدا کند درست باشد. اما درست است. اشتباه نمی کنم. همین امروز سر صبح که داشتم صندوق پست الکترونیکی (ایمیل) خود را چک می کردم، نامه ای به زبان انگلیسی از شهر کابل که در زیر ملاحظه می کنید
Allow me to congratulate Ms. ....., in her new position as Mayor of Daikundi. She is the first Woman to become a mayor in Afghanistan. … Ms.... in her new assignment and I am sure that with her dedication, citizens of Daikundi will see more prosperity in their life
دریافت کردم از یکی از دوستانم که مقام عالی در دولت است. نامش محفوظ. ترجمه اش این است که نخستین شهردار زن در تاریخ افغانستان در ولایت دایکندی منصوب گردید.
She is the first woman to become a mayor in Afghanistan
اول اینکه نام دایکندی عطر بوی گلهای بادام را برایم به ارمغان آورد. و یاد و خاطرات سرزمین آسمانی را برایم هدیه کرد. یک بار وجودم را احساس خوشحالی پر کرد به خاطر اینکه اگر در جاهای دیگر کشور، زن، در قعر برقع زندانی است اما دایکندی این ظرفیت را دارد که یک زن در پستهای بالای دولتی قرار می گیرد. این خبر شاید زود باشد و شاید من دیر در جریان قرار گرفته باشم. اما از منبع آن مطمئن هستم. و اگر درست گرفته باشم آن زن، بانوی یکی از بهترین و موفق ترین هنرمندان کشور است. اگر تمام ماجرا یعنی هم انتصاب نخستین شهردار زن در تاریخ افغانستان آنهم در دایکندی و هم اینکه شهردار زن بانوی آن هنرمند بزرگ کشور باشد برایم خبر خوشی است. صمیمانه مقدم آن بانوی گرامی را قدر می نهم و گلهای بادام سرزمین دایکندی را هدیه می کنم. البته قبل از حضور این بانوی شهردار خانم حوا رضایی رئیس ریاست زنان دایکندی توانست حضورش را به عنوان زن مسؤول در دایکندی تثبیت کند. و این، دومین زن است که با پوزیشن بالا در دایکندی مشغول ایفای مسؤولیت می شود. در پیوند با این خبر خوش، بجاست که از خبر دیگر نیز به نیکی یاد کنم. آن، احراز پست ولسوالی ولسوالی اشترلی توسط جوان ترین ولسوال افغانستان یعنی آقای حضرت وفا که به قول اصحاب رسانه دیجیتال جوانترین ولسوال افغانستان محسوب می شود، است. من به محض شنیدن خبر احراز تصدی مقام فرمانداری اشترلی توسط یک جوان تحصیل کرده و آکادمیک خصوصاً جوان، جوانگرایی دولت را تبریک گفتم و برای دوستانم خبر دادم که دولت توانسته است که خود را از حصار سن گرایی رها کند و کمی جوان گرایی نماید. شاید به ریش هیچ کس بر نخورد اینکه تابوهای ریش، سن، چپن، جمپه، پاره باید شکسته شود و مردم به این فهم برسد که شایستگی در سن و ریش و چپن نیست. بلکه با حفظ حرمت بزرگان و مسنهای قوم که پیران و تجربه داران و پیامبران قوم اند، شایستگی در توانایی، تدبیر، تحصیلات، مهارتها است همانگونه که فلسفه افلاطونی بر حکومت نخبه گان استوار است. با همه تفاصیل، تجربه پیران و بزرگان جامعه چراغ روشن راه مدیران جامعه خواهد بود. و برایم شگفت انگیز است اینکه چه طور می شود که خانم حبیبه سرابی به عنوان نخستین والی تاریخ افغانستان در بامیان و خانم ... (فعلا به خاطر احتیاط نامش محفوظ) به عنوان نخستین شهردار تاریخ افغانستان در دایکندی مشغول ایفای تصدی می شود. و این، نشان ظرفیت بالا و توسعه یافتگی مردمان این نواحی و نشانگر ضریب امنیت بالای جامعه است. شاید گزاف نباشد که اگر برای مردم این سامان فرصت و موقعیت داده شود، قطعا توان و لیاقتهای رهبری جامعه و توسعه انسانی خواهد داشت. این خبرها به ما می رساند که اگر عدالت اجتماعی و انکشاف متوازن در برنامه عمل دولت باشد، مردم این سامان خیلی از "نخستین" ها و "اولین" ها را تصاحب خواهد کرد. خدا کند که هر روز خبر خوش داشته باشیم. خبرهای از جنس توانایی، نوآوری، توسعه اجتماعی و .... خلاصه برای نخستین شهردار زن در تاریخ کشور خیر مقدم عرض می کنم. و از آن دوست عالی مقام نیز کمال تشکر دارم که مرا در جریان این خبر قرار داد و به عبارت دیگر خوشحالی اش را تقسیم کرد.
She is the first woman to become a mayor in Afghanistan
با درود و بدرودها
تاریخ: نهم جدی 1387 برابر با 29 دسامبر 2008
وفا می گفت که با مردم صحبت کرده که دست از دعاوی حقوقی که به جزء فقر اقتصادی دیگر دستاوردی ندارند بپرهیزند، او نعل پایی، (پولی که عساکر قومندانی برای جلب و احضار از مردم می گیرد) و جمع آوری هیزم اجباری برای سوخت ولسوالی و ... رواج ها را منع کرده است.| نام شما : | |
| آدرس ایمیل: | |
| موضوع پیام: | |
| پیام: |
|
|
|
|